تا انتها تن ها ...

واگویه های تنهایی_علیرضا جهانگیری

پلاسکو
نویسنده : علیرضا جهانگیری - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٥
 
آتش سوزى پلاسکو و گمانه هاى غیر فنى و سیاسى پلاسکو فروریخت و مسئولین با فرار رو به جلو، خود را تبرئه کردند و مردم هم بر وفق جارى ایام، در حال محکوم کردن و سیاسى جلوه دادن و در نهایت فراموش کردن اصل موضوع هستند. در چند مورد کوتاه ذیل سعى شده حادثه فوق به دور از گمانه زنى ها مورد تحلیل قرار گیرد: ١. معمولاً در برج ها مرکز سختى در هسته مرکزى است، اما در پلاسکو به دلیل طراحى معمارى صورت گرفته، هسته مرکزى خالى بوده و سختى استراکچر به دو لایه محیطى منتقل شده و به همین دلیل در فروریزش برج، تمایل فرونشست آوار به مرکز و یا تخریب درجا بوده و مطابق سایر برج ها تمایل آوار به جوانب پیرامونى قرار نگرفته. ٢. فولاد بطور میانگین در دماى ١۵٠٠ درجه به حالت مذاب تبدیل میشود و در ثلثى از این دما یعنى حدود ۵٠٠ تا ۵۵٠ درجه سانتیگراد دچار افت شده و آماده حالت پذیرى گشته و اصطلاحاً نرم میشود. در آتش سوزى ها معمولاً سازه هاى بتنى بسیار مقاوم تر از سازه هاى فلزى است و به همین دلیل امروزه مقاوم سازى استراکچر فولادى در مقابل حریق با پوشش هاى ضد حریق، جدى تر از گذشته دنبال میشود. متأسفانه برج پلاسکو جز اولین ساختمانهاى تمام فلزى بود که هیچ گونه پوشش ضد حریقى به همراه نداشت و لاجرم پس از رسیدن به درجه نرمى در جهت فشار بارِ غیر قابل تحمل، فرو ریخت. ٣. نداشتن سیستم گاز شهرى و استفاده از سیلندرهاى کوچک و یونیت هاى کمپرسوردار کولرهاى گازى توسط کسبه و رسیدن این مجموعه به نقطه بحران از إشباع حرارت و گرما، باعث انفجار ناخواسته و البته هماهنگ در ضلعى که مقابل به دوربین بود شد. ۴. فشار ضربه اى و دینامیکِ رها شدن سقف هاى بتنى در طبقات فوقانى برج و سنگینى وزن بارهاى متراکم موجود در امتداد و هم راستا با هم، با تخریب پیش رونده یا مدل دومینو، سقف ها را بر روى هم بطور لایه اى آوار کرده و خروج دود و گردوغبار غلیظ از پنجره ها در کسرى از ثانیه و پیش از فروریزى کلى برج مؤید این نکته است. موارد دیگرى هم قابل ارزیابى است ولى جا دارد با لمس این فاجعه در دو بخش؛ مسئولین ذیربط و مردم، به وظایف خود اشراف یابیم. مسئولین با توجه به مدیریت بحران و غیر احساسى در طرح هاى ضربتىِ مقاوم سازى استراکچرى، ایمن سازى برج ها به سیستم هاى اعلام و اطفاء حریق و ... مردم هم در ترک محل حادثه و فراهم آورى امکان امداد و نجات بیشتر، عدم نشر اخبار ضد و نقیضِ هیجانى و غیر کارشناسانه، عدم تهیه فیلم و عکس هاى شخصى و ... و سخن آخر هم با آتش نشانهاى قهرمان، که با فداى جان خود صفحه اى سترگ در تاریخ ایران رقم زدند، ولى جا داشت با مدیریت بهترى وارد عرصه میشدند تا ضعف آموزش در مدل اطفاء را نداشته و به آمار دلخراش کشته هاى حادثه نمى افزودند!